X
تبلیغات
یا علی ابن موسی الرضا یا ضامن آهو - تاريخچه‏ي حرم امام رضا (ع)

یا علی ابن موسی الرضا یا ضامن آهو

سیره نبوی امام رضا (ع)

تاريخچه‏ي حرم امام رضا (ع)

 


شهر طوس در جنگ‏هاي مغول و زمان تيمور لنگ مورد قتل عام قرار گرفت و رو به ويراني نهاد و سکنه‏ي آن متواري شده و به جوار مرقد مطهر حضرت رضا عليه‏السلام پناهنده شدند.
پس از امير تيمور، پسرش ميرزا شاهرخ به جبران خرابي‏هاي گذشته، امير سيد خواجه را به طوس فرستاد که قلعه‏ي شهر طوس را تعمير کند، ولي مردم طوس که در پناه مرقد مطهر رضوي گرد آمده بودند به بازگشت خود به طوس راضي نشدند و آن محل شريف را مأمن خود قرار دادند.(1)


در زمان خلافت هارون الرشيد حميد بن قحطبه که از طرف وي حاکم شهر طوس بود در قريه‏ي سناباد منزل شخصي و عمارت و باغي داشت و چنان که در فصل‏هاي گذشته اشاره شد پس از مرگ هارون جنازه‏ي او را در آن باغ به خاک سپردند و مأمون هم روي قبر پدرش قبه‏اي ساخته که به قبه‏ي هاروني معروف شد.


پس از شهادت حضرت رضا عليه‏السلام به دستور مأمون جسد مطهر او را نيز در کنار قبر هارون به طوري که مرقد امام قبله‏ي قبر هارون قرار گرفت دفن کردند و از آن تاريخ (سال 203 هجري) سناباد به نام مشهد (جاي شهادت امام رضا عليه‏السلام) شهرت يافت و بدين عنوان معروف گرديد و در اثر توجه مردم به زيارت آستان قدس رضوي و پيشرفت عمران و ساختمان‏هاي اطراف حرم روزبروز بر وسعت شهر افزوده شده و به وضع فعلي درآمده است.


باري آفتاب وجود حضرت ثامن الائمه که به دعوت مأمون از خراسان طالع شده بود در همان جا نيز غروب نمود و چه خوب گفته شاعر:


غربت في الشرق شمس فلها عيني تدمع‏


ما راينا قط شمسا غربت حيث تطلع‏


يعني غروب کرد در شرق (ايران) آفتابي بس چشم من بر آن اشگ مي‏ريزد و هرگز ما نديديم آفتابي را از جائي که طلوع کرده است غروب کند.
مرقد مطهر رضوي از آن تاريخ مطاف ميليونها مردم جهان از طبقات مختلفه قرار گرفت و در نتيجه دهکده‏ي سناباد به شهر با عظمت و پربرکت مشهد مبدل گرديد.


شيخ صدوق مي‏نويسد؛ من در سال 352 از رکن الدوله ديلمي براي زيارت مرقد مطهر حضرت رضا عليه‏السلام اجازه گرفتم، چون از پيش او بيرون آمدم مجددا مرا برگردانيد و گفت اين مشهد مبارکي است که تو به زيارت آن مي‏روي من هم به زيارت آن مشرف شده‏ام و حوائجي که از خدا خواسته‏ام از برکت آن برآورده شده است، از تو تقاضا دارم که از جانب من نيز زيارت کني و براي من دعاي خير نمائي.(2)


در زمان سبکتکين به دستور وي خرابي‏هائي به بقعه‏ي مبارکه وارد آمد ولي پس از او پسرش سلطان محمود غزنوي در اواخر قرن چهارم دستور داد که بنا را تجديد نموده و بارگاهي نيکو و با شکوهي ساختند.


ابن‏اثير در کتاب تاريخ خود مي‏نويسد:
و جدد سلطان محمود عمارة المشهد بطوس الذي فيه قبر علي بن موسي الرضا عليه‏السلام و احسن عمارته و کان ابوه سبکتکين اخربه و کان اهل طوس يؤذون من يزور و منعوهم من ذلک و کان سبب ذلک انه راي اميرالمؤمنين عليه‏السلام في المنام هو يقول (الي متي هذا) فعلم بذلک انه يريد امر المشهد و امر بعمارته.(3)


يعني سلطان محمود عمارت مشهد را در طوس که در آن قبر علي بن موسي الرضا عليه‏السلام است تجديد نمود و عمارت و آباداني آن را نيکو ساخت و آن بنائي بود که پدرش سبکتکين خراب نموده بود و مردم طوس هر که به زيارت آن مرقد شريف مشرف مي‏شد اذيت نموده و مانع زيارت او مي‏شدند و سبب اقدام محمود بدين کار بود که شبي حضرت امير عليه‏السلام را در خواب ديد که مي‏فرمود (تا کي چنين خواهد بود) پس دانست که مقصود حضرت تعمير و آباداني بقعه‏ي منوره‏ي رضوي است لذا به آباداني آن دستور داد.


سپس در زمان سلاجقه از جانب ترکان غزنوي که طغيان کرده و خراسان را مورد حمله و تاخت و تاز قرار داده بودند مجددا خرابي‏هائي بر بقعه‏ي مبارکه وارد آمد ولي به فاصله‏ي کمي در عهد سلطان سنجر به دستور وي شرف الدين ابوطاهر قمي تعميراتي در روضه‏ي منوره به عمل آورد و کاشي‏هاي داخله‏ي حرم عمليات او را نشان مي‏دهد و نام سلطان سنجر روي کتيبه نگاشته شده است.


در حمله‏ي مغول خطه‏ي خراسان نيز مانند ساير مناطق ايران زيرپاي ستوران آن قوم وحشي و خونخوار درآمد و نسبت به آستان قدس رضوي نيز تعرضاتي شد و خرابي و انکساري به در و ديوار آن روي داد.
ابن ابي‏الحديد در شرحي که به نهج البلاغه نوشته در شرح خطبه‏ي ملاحم که حضرت امير عليه‏السلام در آن خطبه از خروج قوم مغول و روش و سيرت آنها خبر داده چنين مي‏نويسد:


ثم عمدوا الي طوس فنهبوها و قتلوا اهلها و خربوا المشهد الذي فيه علي بن موسي الرضا و الرشيد هارون بن مهدي ثم ساروا الي هرات.


يعني مغولها متوجه شهر طوس شده آن جا را غارت کرده و مردمش را بقتل رسانيدند و مشهدي را که در آن قبر علي بن موسي الرضا و هارون الرشيد بود خراب کردند سپس به جانب هرات روانه شدند.(4)
بايد دانست که در تمام اين خرابي‏ها به خودمرقد مطهر آسيبي نرسيده بلکه گنبد و ديوارها و غيره مورد تعرض قرار گرفته است.


پس از چندي در زمان سلطان خدابنده (نبيره‏ي هلاکوخان مغول) که در اوائل قرن هشتم در ايران سلطنت نموده و به وسيله‏ي علامه‏ي حلي مذهب تشيع را پذيرفته بود تعميرات کاملي در روضه‏ي منوره‏ي رضوي صورت گرفت و در زمان شاه عباس صفوي هم صحن حرم وسعت يافت و تزيينات زيادي به عمل آمد ولي در سال 1084 زلزله‏ي سختي در مشهد روي داد و در آن حادثه گنبد مطهر با قسمتي از ابنيه‏ي روضه‏ي منوره خرابي و شکافت يافت و دو سال بعد از آن واقعه در سال 1086 شاه سليمان صفوي مجددا به مرمت و تذهيب گنبد و تزيينات آن همت گماشت.


در کتاب مطلع الشمس مي‏نويسد که شاه طهماسب صفوي گنبد حرم حضرت رضا عليه‏السلام را به آجرهاي مطلا تذهيب کرد و يک مناره زيبائي ساخت و آن را هم تذهيب نمود و در اطراف مرقد مطهر و ضريح نيز طلائي نصب کرد.(5)


بطور کلي صفويه بر عمران آن اهتمام نموده و بناهاي زيادي افزودند تا در سال 1330 هجري قمري آستان قدس رضوي به وسيله‏ي سربازان روس تزاري به توپ بسته شد و دچار صدمه و خرابي گرديد و يکسال بعد نيرالدوله که به ايالت خراسان منصوب شده بود کمر همت بست و ترميم آن خرابي‏ها را به عهده گرفت و تمام کرد.(6)


در فضيلت و ثواب زيارت مرقد مطهر حضرت رضا عليه‏السلام روايات زيادي در کتب اخبار و احاديث به طور تفصيل بيان گرديده و شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا بابي را براي نقل روايات مربوط به ثواب زيارت آن حضرت اختصاص داده است و ما نيز تبرکا بنقل دو روايت از روايات مزبور اکتفاء مي‏نمائيم.
1 - عبدالعظيم حسني از امام جواد عليه‏السلام نقل کرده است که فرمود به کسي که پدر بزرگوارم را در طوس زيارت کند و به حق او عارف باشد (يعني او را منصوص من عنداله و واجب الاطاعة من جانب الله بداند) بهشت را ضمانت مي‏کنم.


2 - احمد بن محمد بن ابي‏نصر بزنطي از خود حضرت رضا عليه‏السلام روايت کرده است که فرمود زيارت نکند مرا احدي از دوستاني که عارف به حق من باشد مگر اينکه در قيامت او را شفاعت کنم.(7)
البته بدين مطلب بايد توجه نمود که مسأله شفاعت ائمه و يا ثواب زيارت قبر آنان را شرايط و آدابي دارد که بايد رعايت نمود و چنين نيست که هر کسي هرگونه جنايتي را مرتکب شود و سپس به زيارت مرقد يکي از ائمه اطهار برود و انتظارش آمرزش گناهان خود را داشته باشد!


اخباري ديگري هم درباره‏ي کيفر گناهان و طرز بخشوده شدن آنها وارد شده است که بايد مفاد و مضمون آنها را نيز در نظر گرفت مخصوصا اگر گناهاني مربوط به حقوق مردم باشد بايد صاحب حق را راضي نمود. گذشته از اين نبايد فقط به يک طرف قضيه نگاه نمود بلکه بايد دانست آن زيارتي فضيلت و ثواب دارد که مورد قبول خدا و صاحب بقعه باشد و ائمه معصومين نيز فرموده‏اند که شيعيان ما چه صفاتي را بايد دارا باشند بنابراين کسي که شرايط شيعه بودن را نداشته باشد در اين صورت زيارت او در نزد خداي تعالي و پيش حضرات معصومين ارزشي نخواهد داشت.


البته چنانچه کسي شرايط لازمه را واجد بوده ضمنا گناهاني هم ميان خود و خدا داشته باشد مسلما خداوند نيز به احترام ائمه اطهار گناهان او را مورد عفو و بخشش قرار مي‏دهد.
موضوع ديگري که قابل توجه و دقت است اين است که عده‏اي از مردم عوام و ساده‏لوح در اثر آشنا نبودن به آداب زيارت بقاع متبرکه در موقع ورود به حرم امام به سجده افتاده و پيشاني و صورت بر زمين مي‏نهند.


چنين اشخاصي بايد بدانند که اگر سجده‏ي‏شان بشکرانه‏ي نعمت زيارت امام که نصيب آنها شده براي خداوند باشد اشکالي ندارد و خوب است که آدم در هر موقعي براي خداوند سجده کند ولي اگر بدون توجه به خدا فقط براي خود امام سجده کنند اين کار به هيچوجه جائز نمي‏باشد زيرا سجده فقط براي ذات مقدس حق تعالي است و به غير او به هيچ کس حتي به پيغمبر و امام نيز نمي‏توان سجده نمود.(8)
از طرفي نيز عده‏اي نيز در مقابل دسته‏ي اول براه افراط رفته حتي استشفاء و طلب حاجت را در حرم امام نوعي شرک تلقي مي‏نمايند و مي‏گويند شفاء بيماران و قضاي حوائج در دست خدا است نه در اختيار امام.


براي روشن شدن مطلب از ذکر مقدمه‏اي ناگزير است و آن اين است که قانون عليت و معلوليت در ميان موجودات عالم يک قانون عمومي است و هر حادثه و معلولي در پيدايش خود به علتي نيازمند است که به او تحقق وجودي بخشد در نتيجه عالم، عالم اسباب است و علت حقيقي و مستقل در تاثير براي همه خداي متعال است که (اگر تيغ عالم بجنبد ز جاي - نبرد رگي تا نخواهد خداي) و علل ديگري که ميان خدا و يک معلول امکاني قرار گرفته‏اند واسطه‏اند که فعل و اثر آنها عينا فعل و اثر خداست و واسطه بودن چيزي در رسيدن فيض وجود به معلول غير از شرکت واستقلال در تاثير است.


مثل استناد يک فعل به واسطه و ذي الواسطه مانند مثل انساني است که قلمي به دست گرفته و چيزي مي‏نويسد در اين کار مسلما قلم مي‏نويسد و هم دست مي‏نويسد و هم انسان مي‏نويسد در حالي که يک فعل بيشتر نيست ولي به سه موضوع نسبت داده مي‏شود اما نويسنده‏ي مستقل در تاثير انسان است و دست و قلم واسطه‏اند نه شريک.


قرآن کريم نيز در تمام اعمال و آثاري که به مخلوقات نسبت مي‏دهد و در احتجاجاتي که مي‏کند عموميت قانون عليت و معلوليت را مي‏پذيرد و در عين حال استقلال در تاثير را براي خدا حفظ مي‏کند مانند آيه‏ي و مارميت اذ رميت و لکن الله رمي.(9)

و آيه‏ي قاتلوهم يعذبهم الله بايديکم.(10) و آيه‏ي انما يريد الله ليعذبهم بها(11) .
بنابراين باتوجه به آنچه در خصوص وسيله و واسطه گفته شد طلب حاجت از امام موقعي شرک تلقي مي‏شود که طالب حاجت امام را مستقل در تاثير دانسته و او را صاحب قدرت ذاتي بداند ولي چنانچه تاثير را از خدا دانسته و امام را فقط وسيله و واسطه بداند در اين صورت خواندن واسطه در حقيقت خواندن صاحب وسيله و واسطه است همان گونه که طاعت واسطه طاعت صاحب واسطه است

چنانکه فرمايد:
من يطع الرسول فقد اطاع الله.(12)
و همچنين در مورد ملائکه فرمايد: لا يسبقونه بالقول و هم بامره يعملون.(13)
يعني آنها اراده‏ي مستقل ندارند چيزي را اراده مي‏کنند که خدا اراده کرده باشد.


به زبان عاميانه چون انبياء و اولياء از مقربان درگاه ربوبي هستند و در نزد خداوند قدر و منزلتي دارند بنابراين اگر کسي آنها را براي کسب فيض واسطه قرار داده و از اين رو برآمدن حاجات خود را از خداوند خواسته باشد اين عمل هيچگونه ارتباطي با شرک نداشته و هيچگونه منافاتي هم با توحيد نخواهد داشت اصولا هيچ شخص عاقلي واسطه و وسيله را شريک قرار نمي‏دهد زيرا واسطه و وسيله راهي است که شخص متوسل را به متوسل اليه ربط مي‏دهد و رابطه هم به حکم ضروري عقل غير از مقصد و مقصود است و راه غير از هدف و سر منزل است مثلا کسي که به نفع فقيري پيش توانگري شفاعت کند و پولي بگيرد هيچ عاقلي نمي‏گويد که آن پول عطيه‏ي توانگر و شفيع (هر دو) است بلکه مي‏گويد توانگر صاحب عطاء و شفيع هم واسطه و رابط است.(14)


----------------------------------------
پي نوشت:
1ـ منتخب التواريخ ص 552.
2ـ عيون اخبار الرضا جلد 2 باب 71 دنباله‏ي حديث 2.
3ـ کامل التواريخ ابن‏اثير نقل از زندگاني حضرت علي بن موسي الرضا تاليف سحاب جلد 2 ص 260.
4ـ منتخب التواريخ ص 550.
5ـ ستارگان درخشان جلد 10 ص 175.
6ـ زندگاني علي بن موسي الرضا عليه‏السلام از تاريخ سياسي اسلام تاليف عبدالقادر احمد ترجمه‏ي رياضي ص 192.
7ـ عيون اخبار الرضا جلد 2 باب 55 حديث 7 و 15.
8ـ چون در حرم ائمه‏ي اطهار هميشه عده‏ي زيادي موجود بوده و ممکن است مشاهده‏ي اين عمل براي آنان ايجاد شبهه کند بهتر است که از سجده نمودن در حرم امامان ولو براي خدا هم که باشد خودداري شود.


9ـ سوره‏ي انفال آيه 17.
10ـ سوره توبه آيه 14.
11ـ سوره توبه آيه 55.
12ـ سوره‏ي نساء آيه‏ي 80.
13ـ سوره‏ي انبياء آيه‏ي 27.
14ـ براي توضيح بيشتر به تفسير الميزان مراجعه شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 12:34  توسط ملیحه   |